تبليغاتX
شمع خاموش - اشک
 

اگر عشق بودي ميديدمت

اگر گل بودي ميبوئيدمت

اگر يار بودي ميخواستمت

اگر شعر بودي ميخواندمت

ولي افسوس ....

اگر دريا بودي غرق دلت ميشدم

اگر مهر بودي گدايي بي نوا ميشدم

اگر صدا بودي ميشنيدمت

اگر ....

 

ولي افسوس

 عشق سردي بودي كه به غلط

چون گل بوئيدمت

چون يار خواستمت

و چون شعر خواندمت

ولي افسوس ....

از گل بودنت فقط خار از آن من بود

كه از يار بودنت

فقط جوراز آن من بود

و از شعر فقط مرثيه اش


كاش نميديدمت هيچ

كاش نميخواستمت هيچ

و نميخواندمت هر روز و هر شب


چه بگويم ...

كه ايكاش معناي دگري داشت عشق

كه ايكاش درد دگري بود

كه ايكاش من نبودم

و ايكاش تو نبودي

 و اگر اينبار آب حيات هم شوي نمي خواهمت هيچ

                                                     نمي خواهمت

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 17:58  توسط محمد  |